نهج البلاغه/کلمات قصار/448
نهج البلاغه/کلمات قصار/447
و فرمود:آن که بی دانستن فقه به بازرگانی پرداخت خود را در ورطه ربا انداخت.
نهج البلاغه/کلمات قصار/446
نهج البلاغه/کلمات قصار/445
نهج البلاغه/کلمات قصار/444
نهج البلاغه/کلمات قصار/443
نهج البلاغه/کلمات قصار/442
نهج البلاغه/کلمات قصار/441
حضرت علی علیه السلام فرمودند: حکمرانیها میدانهای مسابقت مردان است.
نهج البلاغه/کلمات قصار/440
و امیرالمومنین فرمودند: خواب چه تصمیمهای روزانه را که نقش بر آب کرد.
نهج البلاغه/کلمات قصار/439
وقال [ع ] : الزهد کله بين کلمتين من القرآن : قال الله سبحانه : [[ لکيلا تاسوا علی ما فاتکم ، و لا تفرحوا بما آتاکم ] ]و من لم ياس علی الماضی ، و لم يفرح بالاتی ، فقد اخذ الزهد بطرفيه.
و حضرت علی علیه السلام فرمود: همه زهد در دو کلمه از قرآن فراهم است: خدای سبحان فرماید" تا بر آنچه از دستتان رفته دریغ نخورید٬ و بدانچه به شما رسیده شادمان مباشید."(سوره حدید٬ ۲۳) و آن که بر گذشته دریغ نخورد و به آینده شادمان نباشد از دو سوی زهد گرفته است.
در لحظه بودن یعنی ارتباط مستقیم با هستی ٬ یعنی فقط توجه به خدا و رسیدن به تعادل ٬نه گذشته نه آینده ٬نه حسرت نه مسرت٬ نه خواستن نه نخواستن و ... و یافتن حد میان این واژه ها یعنی زهد.
نهچ البلاغه/کلمات قصار/438
و فرمود: مردم دشمن آنند که نمی دانند.
همواره مقاومت در مقابل ناشناخته ها و به دلیل ترس از تغییر است. سکون و عادت روح را خشک می کند و جهان ما را منجمد و بی حرکت٬ و بعد از مدتی آنچه نمی خواهیم٬ شکستن این حصارها و قیدوبندهاست.
نهج البلاغه/کلمات قصار/437
و از ایشان پرسیدند عدل یا بخشش کدام بهتر است؟ فرمود: عدالت کارها را بدانجا می نهد که باید و بخشش آن را از جایش برون نماید. عدالت تدبیرکننده ای است به سود همگان، و بخشش به سود خاصگان. پس عدل شریفتر و با فضیلت تر است.
عدل بایدها و نبایدهاست و بخشش شایدها و نشایدها ، عدل تدبر است و قانون ، جود ترحم است و اخلاق.
نهج البلاغه/کلمات قصار/436
نهج البلاغه/کلمات قصار/435
نهج البلاغه/کلمات قصار/434
نهج البلاغه/کلمات قصار/433
نهج البلاغه/کلمات قصار/432
نهج البلاغه/کلمات قصار/431
نهج البلاغه/کلمات قصار/430
نهج البلاغه/کلمات قصار/429
نهج البلاغه/کلمات قصار/428
نهج البلاغه/کلمات قصار/427
نهج البلاغه/کلمات قصار/426
نهج البلاغه/کلمات قصار/425
امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: همانا خدا را بندگانی است که آنان را به نعمتها مخصوص کند٬ برای سودهای بندگان. پس آنها نعمتها را در دست آنان وا می نهد چندانکه آن را ببخشند٬ و چون از بخشش باز ایستند نعمتها را از ایشان بستاند و دیگران را بدان مخصوص گرداند.
پول و مال همچون جان٬و همچون جریان خون باید در گردش باشد.باید همواره در ظرفمان جای خالی برای دریافتهای جدید داشته باشیم.